تبلیغات
صرفا جهت اطلاع... - آقایون!شما نمیتونید خانم ها رو گول بزنین
 
صرفا جهت اطلاع...
خاطرات یک خون آشام...

مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت : “عزیزم از من خواسته شده که با رییس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم”
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی را که منتظرش بودم بگیرم.
لطفا لباسهای کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن – ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه بر خواهم داشت – راستی اون لباس راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !!!

زن با خودش فکر کرد که این مساله کمی غیر طبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد – کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود – همسرش به او خوش آمد گفت و پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟؟؟

مرد گفت :بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا‘ چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم – اما چرا اون لباس راحتی را که گفته بودم برایم نذاشته بودی ؟!

جواب زن خیلی جالب بود: زن جواب داد : لباس راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم !!!

نتیجه اخلاقی: “هیچ وقت به زنها دروغ نگویید






نوع مطلب : طنز، داستان کوتاه، 
برچسب ها :




من تاحالا حتی یه قسمت از سریال خاطرات یک خون آشام رو ندیدم ولی نمیدونم چرا وقتی خواستم اسم وبلاگم رو بنویسم عشقم کشید "خاطرات یک خون آشام".بنظرم باحاله کلی هم طرفدار داره،آمار وبلاگ رو میبره بالا ؛) تازه به روزنگارهایم هم میاد.مگه نه؟

مدیر وبلاگ : یاس
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدام کنسول کارایی بهتر دارد ؟؟؟؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :