تبلیغات
صرفا جهت اطلاع... - سه تا جوک بامزه
 
صرفا جهت اطلاع...
خاطرات یک خون آشام...
یارو داشت دنبال جای پارك می گشته اما پیدا نمی كرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارك برام پیدا كنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم كه یه دفعه یه جای پارك می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا كردم .
روزی افسر پلیس راهنمایی، دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می کنه و اصلاً عین خیالش هم نیست که خلاف می کنه. خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟» راننده در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می داد گفت: «جناب سروان تقصیر من نیست. روی این آدرس نوشته شده: چراغ اول را رد می کنی، چراغ دوم را هم رد می کنی و بعداز چراغ سوم می پیچی دست راست!»
طرف میره نونوایی ، یه 5 ریالی میده به نانوا ،
 نانوا میگه : 5 ریالی كه نون نمیشه ! طرف میگه :
 صداشو در نیار من ماكسی میلیانوس هستم ! 





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :




من تاحالا حتی یه قسمت از سریال خاطرات یک خون آشام رو ندیدم ولی نمیدونم چرا وقتی خواستم اسم وبلاگم رو بنویسم عشقم کشید "خاطرات یک خون آشام".بنظرم باحاله کلی هم طرفدار داره،آمار وبلاگ رو میبره بالا ؛) تازه به روزنگارهایم هم میاد.مگه نه؟

مدیر وبلاگ : یاس
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدام کنسول کارایی بهتر دارد ؟؟؟؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :